فرا نظام فرهنگی یا تمدنی در اندیشه فیلسوفان تمدن غرب:

ازمنظر فیلسوفان نظری تمدن غرب، نوعی #هستی_گسترده_فرهنگی یا نظام فرهنگی یا تمدنی وجود دارد که مانند هر واحد واقعی حیات، دارای حدود و وظیفه هایی است. 🔅این هستی گسترده فرهنگی-تمدنی، مانند دولت، ملت یا هرگروه اجتماعی نیست و مرزهای این هستی گسترده فراتر از مرزهای جغرافیایی، ملی،سیاسی یا گروه های مذهبی است. 🔅این هستی گسترده را “#نیکلای_دانیلفسکی” “گونه های فرهنگی یا تمدن” می نامد؛ 🔅این هستی گسترده را “#اسوالد_اشپنگلر” “فرهنگ های بزرگ جهانی منتهی به تمدن”می نامد؛ 🔅این هستی گسترده را”#آرنولد_جوزف_توین_بی” ” تمدن یا واحدهای زمینه های مطالعه تاریخی” می نامد؛ 🔅این هستی گسترده را “#آلفرد_کروبر” ” الگوهای باارزش والای فرهنگی” می نامد؛ 🔅این هستی گسترده را “#والتر_شوبارت” ” پیش نمونه های فرهنگی” می نامد؛ 🔅این هستی گسترده را”#اف_اس_سی_نورتروپ” ” نظام های فرهنگی یا فرهنگ های جهانی” می نامد؛ 🔅این هستی گسترده را” #نیکلای_بردیایف” ” فرهنگ های بزرگ” می نامد؛ 🔅این هستی گسترده را “#الکساندر_پیتریم_سوروکین” ” گسترده ترین نظام ها” یا ” فرانظام های فرهنگی” می نامد؛ 📒#جهت_مطالعه_تفصیلی اندیشه های فیلسوفان نظری تمدن غرب در زمینه این “#هستی_گسترده” به منبع ذیل مراجعه کنید: 🔅#نظریه_های_جامعه_شناسی_و_فلسفه_های_نوین_تاریخ؛ #الکساندر_پیتریم_سوروکین؛ ترجمه دکتر اسدالله نوروزی؛ انتشارات حق شناس؛ رشت؛ سال ۱۳۷۷؛ #001_175 #پرونده_فلسفه_نظری_تمدن 🟠http://eitaa.com/mir_mohammadi5050 🟡http://sapp.ir/d.mir.mohammadi50

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *