در فلسفه علم تمدن و ازجهتی در فلسفه نظری تمدن، “کارکرد شناسی علم” در تمدن ها و تمدن اسلامی، مساله ای اساسی و مساله ای کارکرد گرایانه می باشد.
در “سنت علمی” تمدن اسلامی “کارکرد شناسی علم” تجربه های بی بدیلی را نشان می دهد که در ذیل به مصادیقی از این کارکرد شناسی ها اشاره می شود:
#کارکرد_شناسی_اول_علم: تبدیل “علم ریاضی” به عنوان دانشی” کمی و کیفی” در تمدن اسلامی جهت اکتشاف و تحلیل مساله های “جهان طبیعی”، “جهان انسانی” و “جهان تمدنی”؛
#کارکرد_شناسی_دوم_علم: تحلیل “نفوس انسانی” در “جهان انسانی” و “جهان تمدنی” در تمدن اسلامی از کارکردهای “علوم طبیعی” و “علوم انسانی”؛
#کارکرد_شناسی_سوم_علم: “طبیعت شناسی” به عنوان تجلی ونمادی از “عالم معنا” از کارکردهای “علوم طبیعی” در تمدن اسلامی به عنوان “تجربه ای بی بدیل”؛
#کارکرد_شناسی_چهارم_علم: کارکرد “دانش جهان شناسی” در تمدن اسلامی، مرجعی درچارچوب نظری برای “وحدت علم ومعرفت”؛
#کارکرد_شناسی_پنجم_علم: عدم شکاف میان “قوانین طبیعت” ، “قوانین انسانی”، “قوانین تاریخی” و “قوانین تمدنی” به عنوان مصادیقی از “قوانین الهی” از کارکرد های “علوم طبیعی” و “علوم انسانی” در تمدن اسلامی؛
#کارکرد_شناسی_ششم_علم: تبدیل “جهان کثرت ها” به “جهان وحدت” در تمدن اسلامی از کارکردهای “علوم طبیعی” و “علوم انسانی” از تجربه های بی بدیل علم شناختی تمدن اسلامی؛ #پرونده_فلسفه_علم_تمدن #پرونده_فلسفه_نظری_تمدن #006_207 #۴۴
eitaa.com/mir_mohammadi5050
sapp.ir/d.mir.mohammadi50