📚#کارکرد_شناسی_علم_در_تجربه_تمدن_اسلامی:
⏪در فلسفه علم تمدن و ازجهتی در فلسفه نظری تمدن، “کارکرد شناسی علم” در تمدن ها و تمدن اسلامی، مساله ای اساسی و مساله ای کارکرد گرایانه می باشد.
♦️در “سنت علمی” تمدن اسلامی “کارکرد شناسی علم” تجربه های بی بدیلی را نشان می دهد که در ذیل به مصادیقی از این کارکرد شناسی ها اشاره می شود:
🔻#کارکرد_شناسی_اول_علم:
تبدیل “علم ریاضی” به عنوان دانشی” کمی و کیفی” در تمدن اسلامی جهت اکتشاف و تحلیل مساله های “جهان طبیعی”، “جهان انسانی” و “جهان تمدنی”؛
🔻#کارکرد_شناسی_دوم_علم:
تحلیل “نفوس انسانی” در “جهان انسانی” و “جهان تمدنی” در تمدن اسلامی از کارکردهای “علوم طبیعی” و “علوم انسانی”؛
🔻#کارکرد_شناسی_سوم_علم:
“طبیعت شناسی” به عنوان تجلی ونمادی از “عالم معنا” از کارکردهای “علوم طبیعی” در تمدن اسلامی به عنوان “تجربه ای بی بدیل”؛
🔻#کارکرد_شناسی_چهارم_علم:
کارکرد “دانش جهان شناسی” در تمدن اسلامی، مرجعی درچارچوب نظری برای “وحدت علم ومعرفت”؛
🔻#کارکرد_شناسی_پنجم_علم:
عدم شکاف میان “قوانین طبیعت” ، “قوانین انسانی”، “قوانین تاریخی” و “قوانین تمدنی” به عنوان مصادیقی از “قوانین الهی” از کارکرد های “علوم طبیعی” و “علوم انسانی” در تمدن اسلامی؛
🔻#کارکرد_شناسی_ششم_علم:
تبدیل “جهان کثرت ها” به “جهان وحدت” در تمدن اسلامی از کارکردهای “علوم طبیعی” و “علوم انسانی” از تجربه های بی بدیل علم شناختی تمدن اسلامی؛
#پرونده_فلسفه_علم_تمدن
#پرونده_فلسفه_نظری_تمدن
#۴۴
🟡eitaa.com/mir_mohammadi5050
🟠sapp.ir/d.mir.mohammadi50